خیلی ناراحتم که این بار دست خالی آمدم ، بدون کتاب ، بدون مقاله !
خیلی وقت ارزشمندتان را نمی گیرم حرف های هست که باید گفته بشه .
دقیقاً اول خرداد ماه سال 87 بود که اولین پست کتابخانه را زدم ، خوشحال بودم که می تونم یه کار مفید انجام بدم دقیقا روزهای اول را که کتاب ساختم را یادمه ! سال 86 بود که بعد از ساخت چند تا کتاب به فکر راه اندازی این کتابخانه افتادم (همین وبلاگ) فکر می کردم که استقبال خوبی میشه چون واقعا بدون چشم داشت این کار را انجام می دادم و از روی علاقه ، مثل خیلی از دوستان دیگه که وبلاگ هایی واقعا عالی دارن که وبلاگ من قابل مقایسه با اونها نیست ، اونها هم بدون چشم داشت دارن کار می کنن . فقط برای اینکه مفید باشند منم همین فکرو داشتم .
البته می دونم که معمولا تو وبلاگ نویسی بیش از چند سطر دیگه فایده نداره و خونده نمیشه اما این احتمالا آخرین پست اینجاست و باید بنویسم !
تو همه این چند سالی که کوتاه هم بود چند تا وبلاگ ساختم که بیشترین علاقه را به کتابخانه ام داشتم .
خاطرات خیلی خوبی دارم از کتابخانه یعنی خوب هاش خیلی بیشتر از بدها است ، دوست های خوبی امدن و رفتن ،
خاطرات جالب هم دارم مثلا یکی پیام می داد که کتاب های کتابخانه را دارن می فروشن ، یا کتاب های کتابخانه را به ایمیلم بفرست ، دیگری دعوتم می کرد به شهرشون ، شخصی درخواست نرم افزار کامپیوتر می کرد (اس ام اس می داد ) درخواست ها و پیام هایی که حداقل واسه من عجیب بود و ...
خیلی دوست داشتم که ادامه می دادم و باز هم کتاب می ساختم اما دیگه بنا به شرایطی که پیش آمده دیگه امکانش نیست !
چیزی که واسم عجیب بود اینه که من و سایر دوستانی که مثل من کارهای رایگان انجام می دن یا وبلاگ هاشون را برای خدمت رسانی به هموطنان عزیز راه اندازی کردن چرا تعداد نظراتشون اینقدر کمه ؟! کار مورد قبول نیست یا مشکلی هست که ما از اون بی خبریم ؟!
جالب اینجاست که اگر یه دختر خانمی یه وبلاگی داشته باشه چند تا شعر و 2 تا عکس عاشقانه (منظورم همه خانم های وبلاگ نویس نیست ، اشتباه برداشت نشه ) داشته باشن تعداد نظرات یک پستشون از کل نظرات کتابخانه من بیشتر میشه ! واقعا کار اون خانوم مفید تره که این همه نظر گذاشته میشه یا کار ما مشکل داره ؟
حتما نمونه هاش را دیده اید !؟ با شبکه های اجتماعی هم اگر آشنا باشید نظیر " ف ی س ب و ک " دیده اید که در صفحه های ایجاد شده توسط دختر خانم ها کلید " می پسندم " چند بار برای مطالب به مراتب معمولی و ... فشرده میشود !
به قولی یکی از دوستان طرف (دختر خانومه) اشتباهی دستش روی کلید اینتر می خوره و پست ارسال میشه 500 تا کامنت و 1000 تا لایک می خوره ! حالا دوستانی هم هستند که هزینه راه اندازی سایت و ... را پرداخت می کنند و خیلی ها از مطالب سایت استفاده هم می کنن اما دریغ از حتی یه انتقاد ساده !!! (تشکر و خسته نباشید بماند ! )
من هم حقیقتش این روزها از لحاظ روحی حال مساعدی ندارم ، مشکلات شخصی خسته ام کرده ! حوصله هیچ کس و هیچ چیز را ندارم روز های سختیه اما " این نیز بگذرد " امیدوارم که پایان خوشی داشته باشه واسم .
باز هم اگر کسی هست که علاقه مند باشه به کاری که من انجام میدم و به کار با برنامه هایی ساخت کتاب آشنا باشه حاظرم یه نام کاربری واسش بسازم و کتابخانه را در اختیارش بذارم که کار کنه فقط این کار هیچ سود مالی واسش نداره تنها علاقه است که نیروی محرکه کاره ،
کارهایی که برای خود انجام می دهیم نخواهد ماند اما کارهایی که برای دیگران انجام می دهیم خواهد ماند حتی بعد از ما !
بعد از این قصد دارم سایتی را راه اندازی کنم اگر موفق شدم آدرس میذارم سر بزنید اما دیگر به فکر جذب کاربر بیشتر و بالا بردن آمار بازدید نیستم ، هرچند اینجا هم اگر تلاشی می کردم برای بالا بردن آمار بازدید برای هرچه بیشتر بهره مند کردن تعداد بیشتری از هموطنانم بود ،
سایت که قصد ایجادش را دارم خدماتی را ارائه می دهد که به درد همه کسانی می خوره با اینترنت سر و کار دارن ، (وب مستر ها ، کاربران ساده و...) البته اگر حوصله ایی باشه یه قسمت دل نوشت هم خواهد داشت که گاهی مطلبی را حداقل برای خودم بنویسم !
قصد داشتم دل نوشت هایم را در همین کتابخانه قرار بدهم اما تصمیم عوض شد .
قصد دارم از این به بعد به کاری بپردازم که همیشه علاقه مند بودم انجام بدم و چند ماهی میشه که به طور جدی سعی کردم پیش برم گاهی مقصد مهم نیست ! مسیر مهمه ! من هم در قدم اول از طی مسیر می خوام لذت ببرم و در قدم دوم هدف !
وبلاگ هایی که داشتم تجربه خوبی بود ، مخصوصا کتابخانه .
خوشحالم که آخرین کتابم بهترین آنها بود !
شاید در آینده این پست ویرایش بشه ، چند سطری به آن اضافه کنم یا پستی جدید ارسال کنم .
مثل همیشه ناگفته ها خیلی بیشتر از گفته ها است ولی ....
امیدوارم هرکجا که هستید موفق ، پیروز و شادمان باشید ...
دوستدار شما مجتبی
.
20 خرداد ماه 1390



